ادبیات ایران خواننده طبیعی ندارد

ادبیات ایران خواننده طبیعی ندارد

ادبیات ایران خواننده طبیعی ندارد 150 150 modir
چهارشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۰۸:۰۰

طلوعی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) با ابراز خرسندی از وضعیت حاکم بر بازار نشر کودک ونوجوان عنوان کرد: به نظر می رسد که کودک ونوجوان حال حاضر جامعه ما به عنوان یک مخاطب به رسمیت شناخته شده است و به صراحت می توان گفت که بازار کتاب کودک ونوجوان، تنها بازار جدی ادبیات و کتاب در ایران به شمار می رود.

وی ادامه داد: در حال حاضر پدیدآورندگان کتاب کودک ونوجوان به عنوان اصلی‌ترین کنشگران صنعت نشر در مقایسه با گذشته جایگاه شایسته تری پیدا کرده اند و به نظر می آید که این حوزه فارغ از جوایز و دخالت های به جا و نابه‌جای فرهنگی دولتی و غیردولتی، خوانندگان طبیعی خود را تا به امروز پیدا کرده است.

به گفته طلوعی مشکل کلی اصلی ادبیات ایران این است که خواننده طبیعی ندارد؛ یعنی کتاب باید توسط نهادهای دولتی تولید و تبلیغ شود تا بفروشد یا جایزه بگیرد و نقدهای مفصل درباره آن نوشته شود تا خوانده شود. به همین دلیل اعتماد عمومی نسبت به آن وجود ندارد. خواننده‌ای هم که به صورت طبیعی نویسنده‌ای را دنبال می‌کند و کتاب‌هایش را می‌خواند در ادبیات ما وجود ندارد یا اگر هم هست طرفدار ادبیات عامه‌پسند است. ما به ادبیاتی نیازداریم که بدون پشتیبانی دولتی خواننده اش را پیدا کند اما آنچه که واضح به نظر می رسد این است که گویا نسل جدید نویسنده‌ها لذت مخاطب از متن را درک کرده‌اند.

این نویسنده و مترجم گفت: به نظر می آید که تیراژ کتاب کودک در کلیت پایین نیامده بلکه تنوع عناوین آنها باعث شده تیراژ کمتری از یک عنوان کتاب عرضه شود که این موضوع یکی از آفت های اساسی نشر کتاب کودک ونوجوان در این سال‌ها به شمار می رود و ناشران به جای سرمایه گذاری و تبلیغات برای چند کتاب خیلی خوب، سرمایه شان را روی چندین کتاب معمولی تقسیم می کنند تا به این وسیله حاشیه ریسک سرمایه شان را پایین بیاورند.

طلوعی علت توجه بیش از حد ناشران به بحث ترجمه کتاب‌های کودک ونوجوان را به این دلیل دانست که نویسندگان خارجی به نسبت نویسندگانی که در داخل کشور برای کودک ونوجوان می نویسند، به حوزه های به روزتری از زندگی کودکان و نوجوانان نزدیک شده اند؛ نکته‌ای که کمتر نویسنده کودک ونوجوان ما به آنها پرداخته است.

وی اضافه کرد: ممیزی در کتاب کودک چندوجهی است، هم اخلاق گرا و آموزشی است و هم سعی در پنهان کردن بسیاری از تلخی ها از دوران کودکی دارد. به نظر بنده در حوزه کتاب کودک ونوجوان ممیزی انجمن های مردم نهاد حتی از دولت نیز سختگیرانه تر است، سال هایی یادم می آید که اعضای شورای کتاب کودک داستان‌های هارور را برای کودکان تحریم کرده بودند و چاپ کتاب ترسناک برای کودکان را جنایت می دانستند. البته امروز آن تعصبات دیگر وجود ندارد اما اشکالاتی از آن زمان هنوز که هنوز است وجود دارد.

طلوعی گفت: با ممیزی دولتی در این حوزه به شدت مخالفم، چون به نظرمی آید که دولت و نهادهای فرهنگی ما توان اجرای آن را ندارند. به عنوان مثال ناشر در کتاب رئال مادرید به من توصیه کرد که یکی از شخصیت ها کمتر سیگار بکشد و من قبول کردم و چندجایی از داستان سیگار را از دست شخصیت درآوردم، چون به نظرم این توصیه درست می آمد. درواقع ممیزی در آثار کودکان گاهی ظرافت هایی دارد که به نظرم نهاد دولتی توان اجرای آن را ندارد و باید حتما به اهل فن آموزش و تربیت کودکان سپرده شود.

این نویسنده در ادامه یادآور شد: خوشبختانه در حال حاضر در کشور، نویسندگان، شاعران و مترجمانی که در حوزه کودک ونوجوان قلم می زنند، بسیار به روز و توانمند هستند و به نظر نمی‌آید که سوژه هایی که آنها برای نوشتن برای کودک ونوجوان انتخاب می کنند، تکراری باشد، از این‌رو این عامل به نسبت سایر عوامل دخیل در کاهش اقبال کودک ونوجوان امروزی به بحث کتاب و کتابخوانی نمی تواند از عوامل تاثیرگذار در این حوزه باشد.

طلوعی اظهار کرد: سیاست های دولت در تمامی حوزه‌های فرهنگ باید تنظیمی باشد، یعنی باید ببینید کجا کار لنگ است و برود سراغ آن، اما متاسفانه نهادهای فرهنگی و زیربط در کشور ما همیشه در حوزه فرهنگ به صورت وارونه عمل می کنند و اتفاقا دولت سراغ جاها و زمینه هایی می رود که رونق دارند و با دخالت در آن حوزه ها نیزهمان نیمچه رونق را نیز از بین می‌برد . به نظرم بهترین سیاست‌گذاری دولت در زمینه کتاب کودک این است که کاری به کار آن نداشته باشد!