02 Oct

نقد و بررسی آناتومی افسردگی در رشت

photo_2017-10-01_13-50-39

جلسه نقد و بررسی رمان آناتومی افسردگی از سوی گروه داستان خانه فرهنگ گیلان در رشت برگزار می‌شود

زمان : شنبه 15 مهر 96 – ساعت 17

نشانی : رشت،  ساغریسازان، روبه روی کوچه بلورچیان، بن بست سمیعی ، خانه فرهنگ گیلان

30 Sep

چرا از خواندن آناتومی افسردگی می‌توان لذت برد؟

photo_2017-07-24_23-24-29
هفته نامه صدا – تيمور آقامحمدي:

نمي دانم براي شما هم پيش آمده که موقع بستن چمدان مسافرت، نتوانسته ايد از خير کتاب مورد علاقه تان بگذريد؟ من که هر جا مي روم ولو يا نتوانم يا به قدر چند صفحه مطالعه کنم، حتما بايد کتابي انتخاب کنم تا همراهم باشد. محمد طلوعي دو بار مسافرتم را خراب کرده، بار اول سال 1390 با «من ژانت نيستم» و امسال هم با «آناتومي افسردگي»؛ به طوري که در ايام سفر به جاي همراه شدن با برنامه ريزي قبلي، مرا گوشه اي نشاند و صداي همسر و دخترم را حسابي در آورد.

آلبر کامو در خطابه نوبل خود نکته مهمي درباره اهميت انتخاب مي گويد؛ او معتقد است که در زمانه اي زندگي مي کنيم که «انتخاب نکردن هم، خود نوعي انتخاب شده». حال در اين ميان، نوشتن محل بزرگ ترين انتخاب هاست، انتخاب بي شمار کلمه، موضوع، درونمايه، شخصيت، مکان، زمان، ماجرا…» کسي که بهترين انتخاب ها را مي کند برنده است.
طلوعي مي گردد و مي گردد و چيزهايي را در داستان خود جمع مي کند که وقتي مشتش را پيش روي خواننده باز کرد، چيز شگفتي در آن باشد که نتواند به راحتي از خير خواندنش بگذرد. من اينجا صرفا مي خواهم به سه بخش مهم از جاذبه داستان هاي او اشاره کنم که سفر را بر من حرام کرده است.

اطلاعات دايره المعارفي

در مواجهه مخاطب با هر بخش از داستان، نويسنده چيزي رو مي کند که او يا درباره اش کمتر مي داند يا به آن شکل نمي داند. زمان يکه در «آناتومي افسردگي» با قوانين قمارخانه، شرکت توزيع دارو، مدرپ ها، گياه خواري، فنگ شويي و «ده ها مورد ديگر» روبرو مي شود، اطلاعات تجربه و پژوهش شده اي مي بيند که به سادگي نمي تواند در جايي مثل ويکي پديا و سايت هاي مشابه بيابد. اين دست از اطلاعات اگر به پيشبرد داستان و شکل گيري جهان آن کمک کند، لذت دانايي را مضاعف مي کند، اگر نه به ساحت non-fiction نزديک مي شود.
من هيچ وقت نحر شتر در «آينه هاي دردار» هوشنگ گلشيري را فراموش نمي کنم، علاوه بر صحنه محکم و استوار آن، اطلاعاتي از شيوه نحر و رفتار شتر به دست آوردم که احساس کردم چيزي به من اضافه شده است. مطالعه داستان هاي طلوعي هم اين وضعيت را برايم پيش مي آورد. وقتي مثلا او از شکار و قلاب ماهيگيري حرف مي زند و گير کردن نوک آن به انگشت و نحوه عمل آن را توضيح مي دهد، همان احساس را پيدا مي کنم.
اين نوع از داستان نويسي، افزون بر روايت داستاني، داده هاي ضروري نيز در خود دارد که به جذابيت آن مي افزايد. تازگي داده ها ضمن ايجاد حسي خوش آيند در خواننده، اين باور را در او تقويت مي کند که ادبيات، صرفا پديده اي سرگرم کننده نيست و مي توان چيزهاي بيشتري در آن يافت.

آدم هاي خاص

تصوير پيرمرد نود ساله اي که شلوار جين پوشيده و کمربند چرم کلفتي بسته، کافي است که توجه آدم جلب شود. حالا به اين، گذشته پر پيچ و خم او در ايران و سوئد، دريانوردي، مرگ همسر و فرزند و … را هم اضافه کنيد. دختري که براي رسيدن به عشق به دنبال نقابي از افسردگي مي گردد، کهنه سرباز جنگ ايران و عراق که خسته از زندگي است، پسري که بيماري نادري دارد و همين باعث مرگش مي شود، وجيهه خانومي که زندگي مهران را پيش بيني مي کند و گند مي زند به آن، استاد فنگ شويي و عادات عجيب و غريب غير قابل تحملش، رفيقي که شخصيت اصلي را تا سر حد مرگ دوست دارد و به خاطرش خيلي کارها کرده اما او ناتوان از همراهي با اوست، زن سرايداري که يک پايش را گچ گرفته و با اسکيت در راه خانه رفت و آمد مي کند، پيرمرد روشنک نوازي که دستي در ماورا دارد، مادري که هميشه دل به همسر لاابالي دوم داده بوده، پسري که براي نجات جان خودش دندان هاي نامزدش را شکسته و او را در دريا رها کرده و «ده ها مورد ديگر»، شخصيت هايي هستند که در «آناتومي افسردگي» زندگي مي کنند.
اينها داستان را جلو مي برند و ما را به دنياي تازه و غير کليشه اي خود مي برند. تعداد اين آدم ها آنقدر زياد است که موقع خواندن از خودم پرسيدم: «نويسنده چطور دلش آمده همه آدم هاي جذابش را يکجا توي اين کتاب بياورد. مگر نمي خواهد رمان ديگري بنويسد؟»!

ماجراهاي جذاب

کلاهي که اسفندياري سر پسران کمال مي گذارد و زمين ميلياردي شان را سر بدهي ناچيز بيست کروني پدرشان بالا مي کشد، خودکشي با کيت استيل، باختن بي قيد نيم ميليون دلار در يک قمار، توقف مترو در تونل و سوار شدن ناگهاني سربازها و افسران، مسلسل هاي باقي مانده از سال سي و دو، گير کردن در تله اتاقي پر از مهمات، بيرون ريختن نيم ميليون دلار از پنجره قطار و «ده ها مورد ديگر»، رويدادهايي هستند که در اين رمان وجود دارند.
صفحه به صفحه، فصل به فصل، برگ هايي رو مي شود و آن آدم هاي خاص درگير اين ماجراهاي جذاب مي شوند. تازه اگر به اينها خرده داستان ها را هم اضافه کنيم، حجم شان خيلي بيشتر مي شود. اگر «ده ها مورد ديگر» اين سه بخش و مهارت نويسنده در قصه گويي و روايت راحت و روان آن، ما را به اين نتيجه نرساند که با يک رمان تر و تميز روبرو هستيم، بايد صادقانه از خود بپرسيم که واقعا چه توقعي از رمان فارسي داريم؟ مگر نويسندگان ايراني بايد چه کار خارق العاده اي کنند که ما را راضي نگه دارند؟ معمولي ترين آثار نويسندگان خارجي را با ترجمه هاي نازل مي خوانيم و با افتخار عکس تزئيني آنها را در اينستاگرام مي گذاريم اما به داستان ايراني که مي رسيم، سختگيري نابجاي مان گل مي کند.
من بنا به دلايلي که آوردم وقتي به انتخاب هاي محمد طلوعي در «آناتومي افسردگي» و آن دو مجموعه داستان قبلي اش نگاه مي کنم، تصميم مي گيرم که ديگر هيچ کتابي از اين نويسنده را در چمدان مسافرتي ام نگذارم.

پي نوشت
1. آلبر کامو، تعهد اهل قلم، انتخاب و ترجمه مصطفي رحيمي، 1389، ص 112
08 Sep

گزارش نشست: ادبیات ما با جهان می‌تواند رقابت کند

hanooz-halghe-gomshode9

به گزارش خبرنگار رویداد فرهنگی، نشست «حلقه گمشده: آسیب‌شناسی ادبیات داستانی معاصر از نگاه نویسندگان نسل چهارم» از سری نشست‌های سه‌شنبه‌های نشر هنوز با حضور محمد طلوعی و مهسا محب‌علی نویسندگان معاصر ۱۴ شهریورماه در کتابفروشی نشر هنوز برگزار شد.

در این نشست محب‌علی تخصصی نبودن فعالیت‌ها در حوزه ادبیات را از مشکلات اصلی ادبیات معاصر ایران برشمرد. وی گفت: در ایران یک نویسنده هم داستان می‌نویسد، هم نقد می‌نویسد و هم اگر نیاز شد کتاب خودش را چاپ می‌کند.

همچنین رعایت نکردن قانون کپی رایت در ایران از دیگر معضلات ادبیات معاصر در این نشست عنوان شد. 

 

ما در ایران چیزی به نام مدیربرنامه نداریم

محب‌علی و طلوعی در ابتدای نشست به بررسی آثار و جریان‌های مختلف ادبی معاصر ایران پرداختند و نویسندگان بزرگ ایرانی که بر ادبیات معاصر تاثیر گذار بودند را نام بردند، محب‌علی گفت: زمانی بود که در ادبیات ایران دو حلقه وجود داشتند، حلقه گلشیری و براهمی، من خودم جز شاگردان براهمی بودم ولی بعدها به حلقه گلشیری هم پیوستم.

وی ادامه داد: در امریکا پرفرو‌ترین کتاب شعر ترجمه، کتاب شعر مولانا است و در امریکا به فرهنگ فارسی زبان اهمیت داده می‌شود. با این حال زبان فارسی بسیار محجور است و مترجم خوب کم داریم. بعد از حافظ و مولوی صدای ادبیات ما در امریکا قطع شده است.

محب‌علی درباره چاپ کتابش در افغانستان بیان کرد: من کتابم را در افغانستان بدون هیچ ممیزی به چاپ رساندم و خوشبختانه در افغانستان مخاطب دارد. ما به ادبیات فارسی در کشورهای مختلف نگاه درستی نداریم.

این نویسنده مشکل اصلی ادبیات در ایران را تخصصی نبودن فعالیت‌های ادبی خواند و افزود: در خارج از ایران برای چاپ کتاب حتما به یک مدیربرنامه نیاز دارید، ما در ایران اصلا مدیر برنامه نداریم.

 

ادبیات ما با جهان می‌تواند رقابت کند

طلوعی در ادامه درباره ادبیات معاصر ایران گفت: فکر می‌کنم یک رقابت ناعادلانه میان ادبیات معاصر فارسی و جهان وجود دارد. شما وقتی یک رمان خارجی می‌خوانید، بهترین رمان‌ها محصول یک کشور هستند. بدون انکار، قطعا کتاب‌های خوبی هم هستند. در عین حال شما با یک نویسنده در ایران مواجه هستید که بهترین اثرش در اختیارتان نیست ولی گران تر از کتاب ادبیات خارجی است. در این نابرابری مخاطب همیشه می‌گوید که ادبیات فارسی خوب نیست، احتمالا مخاطب درست می‌گوید.

وی افزود: اگر ما 10 رمان ایرانی را با 10 رمان خارجی مقایسه کنیم، می‌بینیم که آنقدر تفاوت ندارند، درنتیجه باید یک سازوکارهایی پیدا شود تا به خواننده اطمینان دهد که آنچه می‌خواند چه درجه کیفی دارد. پیش‌تر ناشران این کار را انجام می‌دادند ولی متاسفانه دیگر این کار را نمی‌کنند.

طلوعی ادبیات معاصر ایران را قابل قیاس با ادبیات دنیا دانست و ادامه داد: ما مناسبات نشر را نمی‌شناسیم، مدیربرنامه (ایجنت) مهم‌ترین چیزی است که ما در سازوکار نشر نداریم.

 

درباره این دو نویسنده

محمد طلوعی، شاعر، فیلمنامه نویس، مترجم و داستان نویس، نخستین رمانش را با عنوان« قربانی باد موافق» در سال ۱۳۸۶ منتشر کرد و برنده پنجمین جایزه ادبی «واو» یا رمان متفاوت سال و همچنین نامزد هشتمین جایزه کتاب سال شهید حبیب غنی‌پور و در اسفند ۱۳۹۱ نیز مجموعه داستان «من ژانت نیستم» برنده دوازدهمین جایزه ادبی گلشیری شد. طلوعی از اعضای نسل نو نویسندگان فارسی است. وی در اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ برگزیده نخستین دوره جایزه ادبی «چهل» شد که هر ساله از سوی مکتب تهران به نویسندگان جوان زیر چهل سال و خوش آتیه اهدا می‌شود. آخرین رمان وی« آناتومی افسردگی» در کمتر از سه ماه به چاپ دوم رسید و استقبال بی نظیری از آن شد. وی همچنین برنده بهترین فیلم نامه فیلم کوتاه شانزدهمین جشنواره فیلم شانگهای ( در سال ۲۰۱۳) برای فیلم نامه «آرزوها در اعماق» شد.

مهسا محب‌علی نویسنده و منتقد ادبی، برنده دو دوره جایزه بنیاد گلشیری برای مجموعه داستان «عاشقیت در پاورقی» و رمان «نگران نباش» است. وی برای رمان نگران نباش جایزه نویسندگان و منتقدان مطبوعات را نیز دریافت کرده است. در سال ۲۰۱۳ به دعوت دانشگاه آیووا در برنامه نویسندگی بین‌المللی شرکت کرد و مقاله «تعریفی نوین از جنسیت» را در این برنامه ارائه داد. همچنین داستان کوتاه «مسیح مرمرین من» را برای مجموعه «تهران نوآر» نوشت که این مجموعه به ترجمه و ویراستاری سالار عبده توسط انتشارات آکاشیک در آمریکا چاپ شده است. مهسا محب‌علی یکی از نویسندگان سایت on the map است که زیر نظر دانشگاه آیوا فعالیت می‌کند.